در دادگاه عشق قسمم قلبم بود وکيلم دلم بود و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد. محکوم شدم به تنهايي و مرگ. در کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم به تو بگويند دوستت دارم
تو منو فراموش کردي ،
ميدونم ... دست خودت نيست
تو عشق رو با هوس اشتباه گرفتي
اي کاش مي دونستي دل تخته سياه نيست وقتي که مي آيي اسمت رو روي اون بنويسي و هر وقت دلت خواست بري اسمت رو از روش پاک کني
اما در ادامه مطلب بهترین عکسهای دسکتاپ را آماده کردم...........