تبليغاتX
 دلنوشته
 

عهد من

 
 
 تک و تنها میرم آخر به تو هم خبر نمیدم
میدونم حقته شکوه ولی خوب من که سفر نمیرم
 
راه رفتنی از قدیم گفتن باید رفت
چرا هی میگی نرو نیگا کن همسفرم رفت
 
زل میزنی تو چشام میگی اشک که میگن همینان؟
نه عزیزم برو بخند اینا مال بیچاره هان
 
نیگا میکنی منو ؟ میگی بذار بره بیخیال
نه دیگه پر رو نشو  پاتو نذار جای محال
 
برای خواندن شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 15:45 موضوع اشعار خودم | لینک ثابت


تولدت مبارک

 

 

 منت سر تقویم هامون گذاشتی،
تابستونو رو خجالت دادی،
مرداد رو سرافراز کردی،
عدد هجده رو شرمنده کردی
 و بقیه سیصد و شصت و چهار روز سال
رو اگر کبیسه نباشه
حسرت به دل یه رویداد نقره ای گذاشتی...

قشنگ ترين صداي زندگي تپش قلب توست
با شکوه ترين روز دنيا تولد
 توست پس براي

من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

کارت پستالهای تولد در ادامه مطلب.... 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 0:0 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت


تولد

گریه کن عزیزم اما نه واسه خودت                    
 
 واسه اینکه نمیتونم دیگه بیام تولدت

 

چشامو بارونی کردم من به یادت

 

شاید توی بارون بتونم بیام سراغت

 

 

به ادامه مطلب مراجعه کنید....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 14:56 موضوع اشعار خودم | لینک ثابت


فرمول

میدونم زندگی سخته  اما باید خطر کرد
هیچ چیزی رو از دست نمیدی
با دست خالی اومدی
با دست خالی هم میری
تو این مسیر پر خطر ممکنه گاهی هم بیفتی اما
وقتی که افتادی دیگه  تخت رو زمین دراز نکش
این فرمول رو بخاطر بسپار
نه بار زمین بخور   اما   ده بار برخیز
این جمله رو با خودت تکرا ر کن
من خم میشوم   اما   نمیشکنم
راستی یادت باشه وقتی موفقی 
که با آجر هایی که دیگرون بطرفت پرت میکنن
یه خونه محکم برای خودت بسازی
 


 


 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 21:45 موضوع ادبیات زندگی ساز | لینک ثابت


ای همه وجود من...نبود تو نبود من..."دوستت دارم"


 

منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم

دوباره تنها میشم و پیش شما چه ساکتم!

 

وقت تنهاییم بیا،بیا منو بغل بگیر

پای سکوتم بشین و یکم غمامو قرض بگیر

 

وقت دلتنگیم بیا،بیا کنار من بشین

دستامو بگیر و بیا به پای من بشین

 

ادامه شعر در ادامه مطلب....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 23:57 موضوع اشعار خودم | لینک ثابت


اوج انسان

 
هر چه بیشتر اوج بگیری
 
در نظر مردمی که پرواز را نمیفهمند
 
 کوچکتر به نظر میایی
 
پس
 
 یا نظر مردم برات مهم نباشه
 
یا پرواز را فراموش کن...


 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 22:59 موضوع ادبیات زندگی ساز | لینک ثابت


رباعی-گیسوی تو قصه ای پر از تعلیق است

 

گیسوی تو قصه ای پر از تعلیق است

جمعی است که حاصلش فقط تفریق است

موهات چلیپایی و ابرو کوفی

خط لب تو چقدر نستعلیق است


 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 20:55 موضوع رباعیات زیبا | لینک ثابت


آمدنت تصادفی نیست

هر انسانی با سرنوشتی خاص به دنیا میآید

باید وظیفه ای را به انجام برساند

باید کاری را به پایان برد 

پس

آمدنت تصادفی نیست

آمدنت هدفی به دنبال دارد

کاری باید با دستان تو به جایی برسد

بدان 

پیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم

باید گاه بگرییم تا  بتوانیم روزی بخندیم

باید آزمند باشیم تا روزی توانمند باشیم

اما

اگر پیوسته بکوشیم  در پایان

پیروزی از آن ما خواهد بود

 



 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 20:48 موضوع ادبیات زندگی ساز | لینک ثابت


عکس قلب

 

ازخدابرگشتگان راکارچندان سخت نيست سخت کارمابودکزماخدابرگشته است

عکس   قلب    


 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 11:19 موضوع عکس | لینک ثابت


میپنداشتم....

می پنداشتم مرگ وداع است
می پنداشتم مرگ  سکوت است
می پنداشتم مرگ سقوط است
می پنداشتم مرگ خیانت است
می پنداشتم مرگ  اسارت  است
می پنداشتم مرگ  گریه  است
می پنداشتم مرگ  بیزاری است
می پنداشتم مرگ شکست  است
می پنداشتم مرگ نهایت است
اما اکنون میدانم 
مرگ ..............راهی است
تا بدانم غنچه های زیبا از برای چه می شکفند
تا بدانم اسرار قطره های باران را
و   درک کنم  راز اشک های گرم کودکان را



 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 22:18 موضوع ادبیات | لینک ثابت


تماشگر تئاتر

                                                                      
 تماشاگر تئاتر باید بفهمدُ ،
      تغییر پذیرد ،                                                                            
  با چشم باز و بی هیچ فریبی
    دنیا راببیند
   و دریابد که
      زندگی در این دنیا 
   بی خطر نیست
 
 


 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 22:12 موضوع ادبیات زندگی ساز | لینک ثابت


عذاب وجدان

 دود آن قدر هست که تاریک شود و عذاب وجدان را فراموش کنم،

چشم هایم را کسی نمی خواند، نمی خواهم،

فقط یک شلیک،

و خالی می شوم ...

 


 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 0:48 موضوع ادبیات | لینک ثابت


چند رباعی زیبا

۱

از دست زمانه تیر باید بخوری

دائم غم ناگزیر باید بخوری

صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست

بچه!تو هنوز شیر باید بخوری

 

 

بقیه ی پست در ادامه مطلب..... 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط امین حمزه ای در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 12:44 موضوع رباعیات زیبا | لینک ثابت